در آستانه برگزاری آیین وداع، تشییع و خاکسپاری رهبر شهید، تهران، قم و مشهد با بسیج ظرفیتهای اقامتی، خدماتی و مردمی، خود را برای میزبانی از میلیونها عزادار آماده کردهاند؛ مراسمی ملی که انتظار میرود حضور هیئتها و کاروانهای استانی، آن را به جلوهای از تنوع آیینهای سوگواری اقوام ایرانی تبدیل کند.
به گزارش اطلاعات، تنها چند روز تا آغاز آیینهای وداع و تشییع رهبر شهید باقی مانده و سه شهر تهران، قم و مشهد، بهعنوان ایستگاههای این مراسم، در آمادهباش قرار گرفتهاند. هزاران مدرسه، هتل، حسینیه، مسجد، سوله ورزشی، پارک و منزل مردمی برای اسکان زائرانی آماده شدهاند که از نقاط مختلف کشور راهی این سه شهر خواهند شد.
سید رضا صالحی امیری، وزیر میراثفرهنگی، پیشتر اعلام کرده است که این آیین، با توجه به گستردگی و اهمیت تاریخی آن، بهعنوان میراث ناملموس کشور ثبت ملی خواهد شد. این نگاه نشان میدهد مراسم پیشرو، افزون بر ابعاد مذهبی و سیاسی، میتواند به نمایشگاهی از فرهنگ سوگ، همبستگی اجتماعی و سنتهای بومی مناطق مختلف ایران تبدیل شود.
هیئتهای استانی و تنوع صداهای سوگ
چارچوب اصلی مراسم شامل قرائت قرآن، نماز میت، مرثیهخوانی، نوحهخوانی و حرکت دستههای عزاداری خواهد بود، اما حضور گسترده هیئتها، موکبها و کاروانهای مردمی از استانها احتمالاً به مراسم رنگوبویی محلی میبخشد. هیئتهای آذری ممکن است با نوحهها و مرثیههای ترکی، گروههای عربزبان خوزستان با سوگخوانیهای عربی، عزاداران کرد و لر با اشعار و نواهای بومی و کاروانهای خراسانی با شیوههای سنتی مرثیهخوانی در مراسم حضور یابند. این اجراها الزاماً بخشی از برنامه رسمی تریبون اصلی نیستند، اما میتوانند در محل استقرار کاروانها، موکبها و مسیرهای منتهی به تشییع شکل بگیرند.
از سنجو دمام تا علمگردانی
یکی از آیینهایی که احتمال دارد با حضور هیئتهای جنوبی در حاشیه مراسم دیده شود، سنجودمامزنی است. این آیین که در بوشهر، خوزستان و هرمزگان سابقهای طولانی دارد، با ضرباهنگ سنگین طبل، دمام و سنج، آغاز حرکت دستههای عزاداری را اعلام میکند. حضور موکبها و کاروانهای هرمزگانی در تهران، احتمال اجرای خودجوش این سنت را افزایش میدهد؛ هرچند هنوز قرار گرفتن آن در برنامه رسمی مراسم اعلام نشده است.
در قم و مشهد نیز حرکت دستههای سنتی، علمگردانی و حمل نشانههای هیئتها محتمل است. علمها و کتلها در فرهنگ عزاداری بسیاری از شهرها نماد بیرق و کاروان عاشوراییاند و ممکن است هیئتهای اعزامی آنها را در مسیرهای فرعی یا محل تجمع خود به حرکت درآورند.
چاووشخوانی نیز از دیگر سنتهایی است که ممکن است هنگام ورود یا بدرقه کاروانهای عزاداران در قم و مشهد شنیده شود. چاووشخوانی در فرهنگ زیارت، نوایی برای اعلام حرکت، استقبال یا بدرقه زائران است و پیوند آن با سفر جمعی عزاداران میتواند یکی از جلوههای محلی این مراسم باشد.
قم؛ آماده پذیرش پنج میلیون عزادار
بر اساس برنامه اعلامشده، مراسم وداع روزهای ۱۳ و ۱۴ تیرماه در تهران برگزار میشود و تشییع در روز ۱۵ تیر در تهران و ۱۶ تیر در قم ادامه مییابد. پیکر رهبر شهید نیز ۱۸ تیر، پس از تشییع در مشهد، در جوار حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده خواهد شد. بهزاد احمدی فارسانی، مدیرکل میراثفرهنگی قم، در گفتگو با اطلاعات، از پیشبینی ورود سه تا پنج میلیون نفر به این استان خبر داده است. به گفته او، ۴۵۰ مدرسه، ۸۰ هتل، ۶۰ سوله ورزشی و ۸۰ پارک و بوستان برای اسکان تجهیز شدهاند و امکان اقامت حدود ۱۰ هزار نفر نیز در حرم حضرت معصومه(س) و مسجد جمکران فراهم است.
حسینیهها، مساجد، حوزههای علمیه و دیگر اماکن عمومی نیز به این ظرفیت افزوده شدهاند و مجموع توان اسکان قم به حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است. توزیع آب و غذا و ساماندهی جداگانه محل اقامت زنان و مردان نیز پیشبینی شده است.
موکبداری؛ جلوه مشارکت مردمی
در کنار آیینهای سوگواری، موکبداری احتمالاً آشکارترین جلوه فرهنگی مراسم خواهد بود. هر استان میتواند شیوه پذیرایی، خوراکهای محلی و سنت خدمترسانی خود را به مسیرهای تشییع بیاورد؛ از توزیع چای، آب، خرما و شربت تا پخت غذاهای نذری و ارائه خدمات درمانی و فرهنگی.
یکونیم میلیون عزادار در مشهد
مشهد برای مرحله پایانی تشییع و خاکسپاری آماده میشود. مهدی شاد، سخنگوی استانداری خراسان رضوی و ستاد تشییع، در گفتگو با اطلاعات، از آمادهسازی هفت هزار و ۹۵۱ مرکز اقامتی رسمی، موقت و اضطراری خبر داده است. افزون بر آن، یکهزار و ۷۵۷ مکان مردمی نیز برای پذیرش عزاداران اعلام آمادگی کردهاند. آمادگیهای گسترده تهران، قم و مشهد نشان میدهد کشور در آستانه یکی از بزرگترین جابهجاییهای جمعیتی سالهای اخیر قرار دارد؛ آیینی که ممکن است از خلال سینهزنی، سنجودمام، چاووشخوانی، مرثیههای قومی، علمگردانی و موکبداری، به تصویری کمسابقه از تنوع فرهنگ سوگ در ایران تبدیل شود؛ البته تا زمان اعلام جزئیات نهایی، باید میان برنامههای رسمی و حضور خودجوش آیینهای محلی تمایز قائل شد.
شما چه نظری دارید؟